<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>irannz</title>
	<atom:link href="http://irannz.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://irannz.wordpress.com</link>
	<description>یادداشت های گاه و بیگاه یک ایرانی مهاجر</description>
	<lastBuildDate>Sun, 19 Feb 2012 19:59:41 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='irannz.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>irannz</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://irannz.wordpress.com/osd.xml" title="irannz" />
	<atom:link rel='hub' href='http://irannz.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>زندگی با استعمارگران و استثمارگران</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2012/02/17/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ab%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2012/02/17/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ab%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Feb 2012 20:36:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=210</guid>
		<description><![CDATA[قبل از این که به خونه فعلی اثاث کشی کنیم توی یه خونه مستأجر بودیم . صاحبخونه یه پیرمرد انگلیسی بود. این انگلیسی زبان ها یه خصیصه مشترک دارند و اون هم این که اسامی غیر انگلیسی را یا خیلی چپ و چوله تلفظ میکنند و یا اصلاً تلفظ نمیکنند. این صاحبخونه ما هم هر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=210&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قبل از این که به خونه فعلی اثاث کشی کنیم توی یه خونه مستأجر بودیم . صاحبخونه یه پیرمرد انگلیسی بود. این انگلیسی زبان ها یه خصیصه مشترک دارند و اون هم این که اسامی غیر انگلیسی را یا خیلی چپ و چوله تلفظ میکنند و یا اصلاً تلفظ نمیکنند. این صاحبخونه ما هم هر دفعه که زنگ میزد منو فقط به اسم &#8220;پسرم&#8221; خطاب میکرد. حالا ما از اونجا جابجا شدیم و یه زوج روسی به جای ما اونجا را اجاره کردند. که خوب این صاحبخونه محترم اسم اونها را هم نمیتونه تلفظ کنه. به خاطر همین تا یه مدت که مستأجر های جدید هنوز یه سؤال هایی از ما داشتند، صاحبخونه به ما زنگ میزد و میگفت: &#8220;روس ها پرسیدند فلان چیز را چیکار کنیم؟&#8221; و بعد که من جواب میدادم به اونها میگفته:&#8221; ایرانی ها اینجور گفتند&#8221;  خلاصه این که همه این مکالمات بین ایرانی ها و روس ها و  طرف انگلیسی من را بد جوری یاد قرارداد 1917 میندازه :D</p>
<p>چند وقت پیش برای پروژه ای که مسئولش بودم با یه ماشین میرفتیم سایت و بقیه همکارانی که با من توی ماشین بودند یه انگلیسی، یه آمریکایی و یه اسرائیلی بودند. یعنی تصور کنین من با کل استکبار جهانی مشغول انجام پروژه بودم. تازه وقتی با همکار اسرائیلی قرار بود جلسه اول را بذاریم اولش فکر کردم روی تشک حاضر نشم. اما دیدم اوضاع خطری میشه اگه این کار را بکنم :D</p>
<p>خلاصه که زندگی ای داریم تو این دیار غربت</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/210/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/210/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/210/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/210/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/210/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/210/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/210/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/210/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/210/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/210/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/210/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/210/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/210/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/210/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=210&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2012/02/17/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ab%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دیکتاتورها</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2012/01/27/%d8%af%db%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2012/01/27/%d8%af%db%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Jan 2012 02:05:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=205</guid>
		<description><![CDATA[یکی از معضلات نسل من اینه که در زمان ما (حداقل در زمان نوجوانی و جوانی ما) اینترنت و رسانه های دیجیتال وجود نداشتند. به خاطر همین خیلی از مطالب و حتی خاطرات اون روزها به تدریج به فراموشی سپرده میشن و گاهی هیچکس دیگه حتی اونها را به یاد هم نمیاره. اما بعضی دیگه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=205&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از معضلات نسل من اینه که در زمان ما (حداقل در زمان نوجوانی و جوانی ما) اینترنت و رسانه های دیجیتال وجود نداشتند. به خاطر همین خیلی از مطالب و حتی خاطرات اون روزها به تدریج به فراموشی سپرده میشن و گاهی هیچکس دیگه حتی اونها را به یاد هم نمیاره. اما بعضی دیگه انگار همیشه تازه میمونن و حتی گاهی خیلی پررنگ توی ذهن آدم نقش بازی میکنند. یکی از چیزهایی که همیشه از همون دوران توی ذهن من مونده (گرچه ممکنه برای خیلی ها عجیب به نظر برسه) کودتای رومانی و اعدام چائوشسکو رهبر رومانی در زمان حکومت کمونیستیه. نمیدونم چرا ولی از همه خاطرات اخبار زمان بچگی این یکی برای من انگار یه جور دیگه است. به خاطر همین این چند وقت به ذهنم رسید توی اینترنت یه مقدار راجع به اون روزها بیشتر مطلب پیدا کنم. خوشبختانه تونستم توی Youtube تعداد زیادی فیلم از اون روزها و بعدش دستگیری و اعدام چائوشسکو و همسرش پیدا کنم.<br />
گرچه همه الان چائوشسکو را به عنوام یه دیکتاتور بی رحم میشناسن و از اون وقایع به عنوان نقطه عطف تاریخ رومانی یاد میکنند، اما دیدن اون صحنه ها اصلاً حس خوبی به من نمیده. صحنه هایی که چائوشسکو برای زنده موندن به یه سرباز صفر التماس میکنه و با ناباوری به چشمهای زندان بان ها و بازجوهاش نگاه میکنه بلکه یکی بهش بگه همه اینها خواب بوده و اون هنوز همون دیکتاتور مقتدر رومانیه. و بعدش که به سادگی اعدام میشه و &#8230;.<br />
اینم که چطور اون انقلاب به مقوع پیوست خیلی برام جالب بود. تا قبل از روز انقلاب (بله روز انقلاب) گرچه خیلی از مردم رومانی از چائوشسکو دل خوشی نداشتند، اما این موضوع اصلاً علنی نبود. علاوه بر این تعداد زیادی از طرفداران چائوشسکو بودند که همیشه حمایتش میکردند و همیشه توی سخنرانی ها حاضر بودند و به قول خودمون براش تکبیر میگفتند. اما انگار همه چیز توی یه لحظه اتفاق افتاد. مثل یه زمین لرزه. درست وسط یکی از سخنرانی های چائوشسکو جمعیت هوادارش که تعدادشون زیاد بود و پای سخنرانی داشتند گوش میکردند شروع کردن به هو کردن. صدا اول کم بود و خیلی سریع همه جمعیت شروع به این کار کردند. خود چائوشسکو اول با ناباوری به جمعیت نگاه کرد، اما معلوم بود که این موج به این راحتی ها ساکت بشو نیست. دیکتاتئر خیلی زود فهمید که اون اتفاقی که نباید میفتاد افتاده و به همراه همسرش و با کمک خلبان های نیروی هوایی رومانی اقدام به فرار از کشور کرد. اما با کمک اون نیروی هوایی هواپیماش توی مرز رومانی مجبور به فرود شد. چائوشسکو را به مرکز برگردوندند و بعد از محاکمه توی خیابون اعدام کردند.<br />
چیزی که توی همه این ماجرا برای خود من خیلی جالبه اینه که اون اتفاق چی بود که یه دفعه افتاد و تا قبلش نیفتاده بود؟ اون چیزی که شالوده رژیم دیکتاتوری را نگه داشته بود چی بود؟ همون مردمی که سخنرانی های چائوشسکو را گوش میکردند و تأیید میکردند؟ اون نیروی هوایی که مانع از فرارش شد؟ اون مردمی که توی خیابون برای اعدامش رقصیدند؟ واقعاً اون دیکتاتوری چی بود؟<br />
شاید وقتی آدم صحنه های آخر زندگی چائوشسکو و رفتار ذلیلانه و از سر ترس اون را میبینه یه جورایی حس دلسوزی به سراغ آدم میاد. این که چرا اون آدم باید اعدام میشد؟ اگه اعدام نمیشد و میذاشتند مثل یه شهروند عادی زندگی کنه چه اتفاقی میفتاد؟ منظورم درستی یا نادرستی اعدام نیست. منظورم اینه که بقیه اون مردم توی ایجاد و ادامه اون دیکتاتوری چه نقشی داشتند؟ اگه واقعاً نقش بقیه مردم نبود خوب چائوشسکو همون آدم ذلیلی بود که توی این فیلم ها دیده میشه. واقعاً میشه گناه یه دیکتاتوری را به پای شخص چائوشسکو نوشت؟ آیا گناه چائوشسکو بیشتر از رئیس دستگاه امنیتی رومانی بود که به خاطر حفظ رژیم دیکتاتوری کلی جنایت مرتکب شد؟ واقعاً نقش یه دیکتاتور توی یه رژیم دیکتاتوری چقدره؟<br />
شما هم حتماً این ایمیل دستتون رسیده که راجع به معاهده صلح غیر رسمی زمان جنگ جهانی اول صحبت میکنه. ارتشهای آلمان، بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم می جنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل می کنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک می کند. صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر می شنوند و با پرچمهای سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان می روند.آن شب سربازان 3 ارتش در کنار هم شام می خورند و کریسمس را جشن می گیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق می کنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند!<br />
صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمی رفت. شب قبل آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان می دادند! چند ساعت که گذشت باز هم پرچمهای سفید بالا رفت و پس از گفتگوی 3 نماینده ارتش ها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند. آنها آنقدر با هم رفیق می شوند که با هم عکس می گیرند و حتی آدرس خانه های خود را به همدیگر می دهند تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند! کار به جایی می رسد که این 3 ارتش به هم پناه می دهند و &#8230;تنها چیزی که باعث می شود تا قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست! این اتفاق تاریخی با نام Christmas Truce شناخته می شود. سال ها بعد کریس دی برگ متن یکی از این نامه های سربازان را در یک حراجی به قیمت 27 هزار دلار می خرد پل مک کارتنی هم در ویدیوی یکی از کارهایش به این اتفاق ادای احترام کرده و سال 2005 هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام &#8220;کریسمس مبارک&#8221; می سازد که اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت و حتی در جشنواره فیلم فجر نیز به نمایش در آمد.<br />
باز سؤال اینجاست که پس جنگ جهانی اول چرا و چطور ادامه پیدا کرد؟ وقتی خواسته سربازهای خط مقدم جبهه ها خودش را به خواسته های رهبران آلمان و انگلیس و فرانسه تحمیل میکنه، چرا این کار نمیتونه ادامه پیدا کنه؟ چرا از دل اون ارتش کسی مثل هیتلر بیرون میاد که بعداً جنگ حهانی دوم را باون همه تلفات و خسارات راه بندازه؟<br />
اصلاً چرا راه دور بریم؟ توی همین ایران خودمون چی باعث شد مردم کم کم از آرمان های زمان انقلابشون دست بکشن و اجازه بدن یه دیکتاتوری اسلامی آروم آروم دامنش رو روی همه ابعاد زندگی مردم پهن کنه؟ من توی یه پست دیگه ام هم راجع به این موضوع نوشته ام. چطور شد که مردم ما باور کردند که حجاب برابر با عفاف زن ایرانیه؟ چطور شد که ما باور کردیم که کلماتی مثل توده ای و مجاهد و بهایی فحش محسوب میشن؟ چطور شد که مردمی که انقلاب 57 را به وجود آوردند، بعداً در برابر قتل عام مخالفین سیاسی به پچ پچ و شایعه بسنده کردند؟ حالا از توده مردم بگذریم. نقش نخبگان یا شبه نخبگان این وسط چی بوده؟ واقعاً گناه خاتمی و بنی صدر که دست خمینی را بوسیدند (در حالی که نماینده منتخب مردم بودند!) چقدره؟ گناه دانشجویان پیرو خط امام (و به اصطلاح اصلاح طلبان امروز) چه نقشی در ایجاد این دیکتاتوری داشت؟ خود من، خود شما، &#8230; آیا ما واقعاً نمیتونستیم این وضعیت را تغییر بدیم؟ چرا ما بعد از حماسه 88 کارمون به اونجا رسید که همه فقط نگاه کردیم وقتی یه دختر را توی خیابون زدند و کشون کشون با خودشون بردند؟ چی شد که اون جمعیت یکپارچه همه افتادند دنبال خرید سکه و دلار؟<br />
همه ما چه بخوایم و چه نخوایم، چه خوشمون بیاد و چه نیاد توی وضعیت امروز جامعه سهیم هستیم. دیکتاتوری هیچوقت دیکتاتوری یک نفر نیست. گرچه همون یک نفر میتونست وضعیت را خیلی خیلی متفاوت تر از اینی که هست رقم بزنه، اما این موضوع مسئولیت را از شونه من و شما بر نمیداره. به نظر من دیکتاتور ها آدم های زبونی هستند که دور و برشون را یه مشت آدم متملق، خونخوار و تشنه قدرت و ثروت گرفته اند. بدون اون آدم ها، یه دیکتاتور هیچی نمیتونست باشه.  ما مردم میتونیم انتخاب کنیم مثل سربازهای جنگ جهانی اول رفتار درست را (فارغ از خواست جریان حاکم) از خودمون بروز بدیم و یا این که صرفاً به خاطر این که ما رو توی سنگر جنگ گذاشته اند اون کاری را بکنیم که دیگران دلشون میخواد ما بکنیم. فقط چون جایگاهمون اون کار را اقتضا میکنه.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/205/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=205&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2012/01/27/%d8%af%db%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>وکلای مهاجرت</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2012/01/26/%d9%88%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2012/01/26/%d9%88%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 22:23:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=202</guid>
		<description><![CDATA[همیشه تو صحبت هایی که با دوستان داشتیم و صحبت از مهاجرت بوده همه یه جورایی شاکی بودند که وکیل ها هزینه خیلی خیلی زیادی بابت سرویس هاشون طلب میکنند و درست اونجایی که باید کمک کنند پشت آدم را خالی میکنند. راستش من خودم برای مهاجرت به نیوزیلند حتی با وکیل مشورت هم نکردم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=202&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همیشه تو صحبت هایی که با دوستان داشتیم و صحبت از مهاجرت بوده همه یه جورایی شاکی بودند که وکیل ها هزینه خیلی خیلی زیادی بابت سرویس هاشون طلب میکنند و درست اونجایی که باید کمک کنند پشت آدم را خالی میکنند. راستش من خودم برای مهاجرت به نیوزیلند حتی با وکیل مشورت هم نکردم و با خوندن قوانین اداره مهاجرت تونستم پرونده خودمون را پیش ببرم و حتی جایی که کار به اختلاف با افسر اداره مهاجرت رسید تونستم از پسش بر بیام. به خاطر همین همیشه برای خود من سؤال بوده که &#8220;پس چرا خیلی ها پولشون را میدن دست وکیل و خودشون را اسیر میکنند؟&#8221;.</p>
<p>چند وقت پیش یکی از دوستان برای مهاجرت به کانادا خودش اقدام کرده بود و یه جایی پرونده اش به مشکل خورده بود. از من خواست که چون برام راحت تره از بیرون ایران یه کم مشکلش را پیگیری کنم. خوب من اولین کاری که کردم با یکی از وکلایی که توی تورنتو هستند تماس گرفتم و مشکل را براش توضیح دادم. خانم محترم وکیل که تبلیغاتش همه اینترنت و ماهواره ها را پر کرده به من جواب دادند &#8220;این مشکل شما قابل حل شدن به این سادگی ها نیست و باید برای حلش دادگاه برین و وکیل دادگستری استخدام کنید. از دست وکیل مهاجرت کاری بر نمیاد&#8221; اما راستش من که از جواب ایشون قانع نشده بودم سعی کردم آخرین تلاش خودم را هم بکنم. نشستم یه نامه به انشای خودم و حتی بدون اصطلاحات حقوقی به اداره مهاجرت کانادا نوشتم و موضوع را توضیح دادم و ازشون تقاضای بررسی مجدد پرونده را کردم. در کمال تعجب یکی دو هفته بعد یه نامه ازشون در جواب اومد که بعد از معذرت خواهی نوشته بودند مشکل حل شده و پرونده روال معمولی خودش را طی خواهد کرد.</p>
<p>حالا چرا امروز یاد این موضوع افتادم. چند وقت پیش یکی از شرکت هایی که کار مهاجرت به کانادا را انجام میده و از سال ها پیش ایمیل هاشون برای من میاد یه کمپین راه انداختند برای شکایت از اداره مهاجرت کانادا که پرونده ها را خیلی بیشتر از اونی که قولش را داده بوده طول میده. خوب نفس کار به نظرم خیلی خوب میومد. من خودم گرچه برای کانادا اقدام نکردم، اما خیلی ها را میشناسم که مدت هاست منتظر جواب پرونده مهاجرتشون به کانادا هستند و چنین کمپینی میتونست خیلی کمکشون کنه. اما راستش خیلی چشمم آب نمیخورد که این وکلای مهاجرت کاری از دستشون بر بیاد.</p>
<p>امروز یه ایمیل از همون شرکت گرفتم که میگه یکی از همکارانشون توی تورنتو به مشکل خورده و داره از کانادا اخراج میشه و خواهش کردن که ملت برن یه متن اعتراض آنلاین را امضا کنند بر علیه این موضوع. چند تا نکته اینجا برای من خیلی جالبه</p>
<p>اول این که اگه این دوستان خیلی ادعای وکالت دارند و این که تمام قوانین مهاجرت کانادا را به خوبی میشناسند چطور دست به دامن یه فرم اعتراض آنلاین شدند؟؟</p>
<p>دوم این که چطور به خودشون اجازه میدن از مردم بخوان برای رفع مشکل شخصی همکارشون فرم اعتراض امضا کنند؟ یعنی واقعاً فکر میکنند مشکل همکارشون یه قضیه ملیه الان؟؟؟ یعنی واقعاً انتظار دارند مخاطبینشون اینقدر بی فکر و بی تشخیص باشند که یک طرفه به قاضی برن و یه فرم اعتراضی را بدون این که کل ماجرا را بدونن امضا کنند؟</p>
<p>سوم این که اخراج یه نفر از کانادا (اون هم بعد از به قول خودشون 8 سال) حتماً دلایل خیلی محکمه پسندی داره. این آقا یا خانوم حتماً یه مشکل امنیتی یا مهاجرتی داشته که اداره مهاجرت ایشون را دستگیر کرده و حتی با قرار وثیقه هم  آزاد نکرده.</p>
<p>و در آخر این که این دوستان واقعاً فکر نکردن اگه این قضیه را خیلی پخشش نمیکردن یه کم برای آبروی شرکتشون بهتر بود؟</p>
<p>من واقعاً در موقعیتی نیستم که در مورد مشکل اون هموطن نظر بدم. شاید واقعاً حق با اون باشه و این یه اشتباه خیلی بزرگ از طرف اداره مهاجرت کانادا باشه و اگه اینطوره امیدوارم که مشکل خیلی زود حل بشه. اما همه مشکل من با طرز برخورد کاملاً غیر حرفه ای این شرکت مدعی درجه یک بودن در زمینه مهاجرته.</p>
<p>امیدوارم که برای هموطنان عزیزی که شرافتمندانه و قانونی دارن خارج از کشور زندگی میکنند هیچوقت مشکل این چنینی پیش نیاد</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/202/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/202/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/202/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/202/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/202/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/202/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/202/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/202/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/202/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/202/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/202/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/202/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/202/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/202/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=202&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2012/01/26/%d9%88%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اینترنت ایران</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2012/01/02/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2012/01/02/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Jan 2012 09:45:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=199</guid>
		<description><![CDATA[خوب حتماً دیگه همه می دونند که چند وقته دوباره ارتباطات اینترنتی کشور دچار &#8220;اختلال&#8221; شده و این اختلال هم که حتماً ربطی به انتخابات و تحریم و &#8230; نداره صد البته. یه نکته ای که خیلی مهمه که همه در نظر داشته باشیم، تفاوت اختلال ها در استفاده از برنامه های مختلف و نوع [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=199&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خوب حتماً دیگه همه می دونند که چند وقته دوباره ارتباطات اینترنتی کشور دچار &#8220;اختلال&#8221; شده و این اختلال هم که حتماً ربطی به انتخابات و تحریم و &#8230; نداره صد البته.</p>
<p>یه نکته ای که خیلی مهمه که همه در نظر داشته باشیم، تفاوت اختلال ها در استفاده از برنامه های مختلف و نوع این اختلال هاست. در ساده ترین حالت پهنای باند ارتباط بین الملل ایران که کلاً توسط شرکت مخابرات ارائه میشه به مقدار خیلی پایینی کاهش داده میشه. این کار باعث میشه سرعت دسترسی برای همه به شدت کاهش پیدا کنه و عملاً اینقدر ارتباطات کند میشه که خیلی ها بی خیال اینترنت میشن کلاً. اما یه وقتایی علائمی که مشاهده میشه یه مقدار با این موضوع متفاوته.</p>
<p>دیروز سعی میکردم با ایران از طریق oovoo ارتباط برقرار کنم. گرچه ارتباط برقرار میشد و کیفیت صدا و تصویر هم بد نبود، اما اولاً ارتباط گاهی از یه طرف قطع میشد، مثلاً صدا از ایران میومد اما از این طرف صدا نمیرفت. ثانیاً ارتباط رقرار شده دارای 4 یا 5 دقیقه تأخیر بود که به هیچ وجه نمیتونه در اثر کم بودن پهنای باند اینترنت باشه. شاید خیلی ها بدونن اما جهت اطلاع بقیه در حوزه ارتباطات بین المللی اینترنتی، همیشه صحبت از میلی ثانیه هاست. این زمان زمانیه که یه بسته اطلاعاتی اعم از ترافیک صدا و تصویر و یا صفخات وب و ایمیل و غیره از کامپیوتر مبدأ تا مقصد طی میکنه. بسته های اطلاعاتی اگه تأخیرشون بیشتر از 2 ثانیه بشه عملاً گم شده تلقی میشند و کامپیوتر مقصد به کامپیوتر مبدأ پیغامی مبنی بر ارسال دوباره اون بسته میفرسته. اگه مشکل بین اینجا و ایران فقط پهنای باند ایران باشه، بسته های دیتا توی همون gateway اینقدر توی صف میمونن که زمان عمرشون سپری میشه و همونجا از بین میرن. نه این که 5 دقیقه منتظر بشن و بعدش ارسال بشن. از دید من این اتفاق فقط زمانی میتونه اتفاق بیفته که این ترافیک به جای این که مستقیم بین من و مخاطبم توی ایران برقرار بشه، به یه سیستم سومی در این بین منتقل میشه که اونجا از این ترافیک رمز گشایی میشه و مونیتور میشه و بعد دوباره بعد از طی همه این مراحل دوباره به مقصد اصلی ارسال میشه.</p>
<p>مسلماً مونیتور کردن ترافیک تلفنی و یا تصویری همه ملت برای برادران نه مقدور و نه به درد بخوره. اما در موقعیت هایی مثل الان علاقه بیشتری نسبت به مونیتور کردن ارتباطات تلفنی ملت پیش میاد و از اونجایی که مونیتور کردن مکالمات توی مسیر ممکن نیست، همه این نوع ترافیک به سرور مربوطه منتقل میشه و از اونجا دوباره هدایت میشه. منظورم اینه که تماس تلفنی من لزوماً مورد توجه کسی نیست که بخواد این بلا را سرش بیاره، اما برای مونیتور کردن ارتباطات افراد دیگه، همه این نوع ترافیک باید به اون جهنم هدایت بشه و دوباره منتقل بشه.</p>
<p>این موضوع برای ترافیک وب هم کاملاً صادقه. یعنی این که وقتی اینترنت توی کشور کند به نظر میاد، لزوماً پهنای باند کاهش داده نشده، بلکه تجهیزات مونیتورینگ که ترافیک وب را مونیتور میکنند فعال میشن و یا حساسیتشون افزایش داده میشه و همین باعث میشه ترافیک بین مرورگر شما توی کشور و سروری که میخواین بهش وصل بشین مدت زیادی توی تجهیزات مونیتورینگ معطل میشه بدون این که بسته های دیتا مرده تلقی بشند. اصولاً تجهیزات شبکه و به خصوص تجهیزاتی که برای اپراتورهای ملی طراحی و ساخته میشند طوری طراحی میشن که کمترین پروسس نرم افزاری را روی بسته های دیتا انجام بدن و هدف اصلی هدایت بسته ها توی حداقل زمان ممکنه. اما وقتی قرار باشه این تجهیزات پروسس بیشتری روی بسته ها انجام بدن این زمان بیشتر و بیشتر میشه و وقتی قرار میشه این تجهیزات تک تک بسته های دیتا را باز کنند و دنبال 1000 تا کلمه کلیدی توی هر کدام از بسته ها بگردند اون وقت کیفیت ارتباطات بین الملل کشور به این افتضاحی میرسه که میبینیم.</p>
<p>این کار قبلاً توسط تجهیزاتی انجام میشد که داخل کشور و با البته با تکنولوژی چینی ها ساخته میشد. سخت افزار مورد استفاده در این تجهیزات چیز ویژه ای نبود و همه پروسس به صورت نرم افزاری انجام میشد. اما چند وقت پیش توی اخبار خوندم که تجهیزات شرکت اسرائیلی به اسم allot به جای اون تجهیزات داره استفاده میشه که البته به صورت قاچاق و از طریق دانمارک به دست برادران رسیده.</p>
<p>در هر حال مونیتورینگ اطلاعات ارسالی و دریافتی بین داخل و خارج از کشور به شدت مورد توجه حضرات قرار داره. تنها چاره اش هم اینه که تا حد امکان از پروتکل ها و نرم افزارهای امن استفاده کنید. از بین نرم افزارهای مورد استفاده برای صوت و تصویر به عقیده من Skype امن ترین روش ها را تا به خال به کار گرفته که به سادگی قابل رمزگشایی نیست. البته نه این که غیر ممکن باشه، اما کار ساده ای نیست اصلاً. من تعجب نمیکنم اگه برادران دنبال رمز گشایی از ترافیک Skype نباشند. اما هنوز خیالم راحته چون میبینم سایت skype هنوز توی کشور فیلتره و این خودش نشون میده که حضرات هنوز مشغول کشتی گرفتن با سیستم امنیتی skype هستند و تا اون موقع ترجیح میدن ملت نتونن اونو دانلود و استفاده کنند ;)</p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/199/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=199&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2012/01/02/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>email2</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2011/12/20/email2/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2011/12/20/email2/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 23:47:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=168</guid>
		<description><![CDATA[با سلام &#160; اگه یادتون باشه گفته بودم که یه عده که اسم خودشون را مهندس گذاشته اند و توی ساپکو کار میکنند همه ایمیل هاشون را به ایمیل من هم میزنند. علیرغم این که بارها ازشون خواهش کردم که این کار را نکنند هنوز هم من این ایمیل ها را دریافت میکنم. به خاطر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=168&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اگه یادتون باشه گفته بودم که یه عده که اسم خودشون را مهندس گذاشته اند و توی ساپکو کار میکنند همه ایمیل هاشون را به ایمیل من هم میزنند. علیرغم این که بارها ازشون خواهش کردم که این کار را نکنند هنوز هم من این ایمیل ها را دریافت میکنم. به خاطر همین از امروز تصمیم گرفتم همه مستندات پروژه ها را که برای من میفرستند اینجا منتشر کنم. با توجه به این که بعضی از این مستندات میتونه اسناد محرمانه ساپکو محسوب بشه امیدوارم دوستانی که به دردشون میخوره حالشو ببرند.</p>
<p>Dear NX7 Team,</p>
<div>Attached are some pictures from <strong><em>NX7 FRONT &amp; REAR BUMPER</em></strong> 1st tool run today.</div>
<div>Regards,</div>
<div><a href="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-32.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-189" title="111219 - NX7 RR BUMPER 1st Shot -3" src="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-32.jpg?w=500&#038;h=375" alt="" width="500" height="375" /></a></div>
<div><a href="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-23.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-190" title="111219 - NX7 FR BUMPER - 1st shot -2" src="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-23.jpg?w=500&#038;h=375" alt="" width="500" height="375" /></a></div>
<div><a href="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-33.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-191" title="111219 - NX7 FR BUMPER - 1st shot -3" src="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-33.jpg?w=500&#038;h=375" alt="" width="500" height="375" /></a></div>
<div><a href="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-43.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-192" title="111219 - NX7 FR BUMPER - 1st shot -4" src="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-43.jpg?w=500&#038;h=375" alt="" width="500" height="375" /></a></div>
<div><a href="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-33.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-194" title="111219 - NX7 RR BUMPER 1st Shot -3" src="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-33.jpg?w=500&#038;h=375" alt="" width="500" height="375" /></a></div>
<div><a href="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-24.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-195" title="111219 - NX7 RR BUMPER 1st Shot -2" src="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-24.jpg?w=500&#038;h=375" alt="" width="500" height="375" /></a></div>
<div></div>
<div></div>
<div></div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/168/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/168/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/168/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/168/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/168/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/168/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/168/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/168/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/168/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/168/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/168/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/168/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/168/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/168/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=168&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2011/12/20/email2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-32.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">111219 - NX7 RR BUMPER 1st Shot -3</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-23.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">111219 - NX7 FR BUMPER - 1st shot -2</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-33.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">111219 - NX7 FR BUMPER - 1st shot -3</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-fr-bumper-1st-shot-43.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">111219 - NX7 FR BUMPER - 1st shot -4</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-33.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">111219 - NX7 RR BUMPER 1st Shot -3</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://irannz.files.wordpress.com/2011/12/111219-nx7-rr-bumper-1st-shot-24.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">111219 - NX7 RR BUMPER 1st Shot -2</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گاو</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2011/12/07/%da%af%d8%a7%d9%88/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2011/12/07/%da%af%d8%a7%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 Dec 2011 23:00:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=166</guid>
		<description><![CDATA[امروز یه جا میخوندم که یکی از مداحان توی تهران راه اندازی سفارت خانه مجازی آمریکا برای ایرانیان را مسخره کرده و از جمله به اینکه آدرسش &#8220;دات گاو&#8221; خونده میشه گیر داده. البته اون مداح محترم حتماً میدونسته که پسوند &#8220;gov&#8221; مربوط به همه سایت های دولتی آمریکاست و به خاطر اینه که این [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=166&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز یه جا میخوندم که یکی از مداحان توی تهران راه اندازی سفارت خانه مجازی آمریکا برای ایرانیان را مسخره کرده و از جمله به اینکه آدرسش &#8220;دات گاو&#8221; خونده میشه گیر داده. البته اون مداح محترم حتماً میدونسته که پسوند &#8220;gov&#8221; مربوط به همه سایت های دولتی آمریکاست و به خاطر اینه که این سایت ها متعلق به دولت )government( آمریکا هستند.</p>
<p>داشتم فکر میکردم اگه ما ایرانی ها اینترنت را توسعه داده بودیم و آدرس ها به زبان فارسی بودند، اونوقت آدرس دامنه های &#8220;دولت&#8221; ایران چی میشد؟ ;)</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/166/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/166/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/166/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/166/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/166/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/166/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/166/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/166/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/166/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/166/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/166/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/166/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/166/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/166/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=166&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2011/12/07/%da%af%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>داشته ها و نداشته ها</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2011/12/05/%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2011/12/05/%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Dec 2011 01:35:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=163</guid>
		<description><![CDATA[یکی از چیزهایی که بعد از مهاجرت توجه من را به خودش جلب کرد این بود که فهمیدم همه ما قسمتی از زندگیمون را از طریق آنچه که داریم میگذرونیم و قسمتی را از طریق آنچه که نداریم. به عبارت بهتر قسمتی از زندگی ما بر اساس داشته های حقیقی و قسمتی بر اساس داشته [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=163&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از چیزهایی که بعد از مهاجرت توجه من را به خودش جلب کرد این بود که فهمیدم همه ما قسمتی از زندگیمون را از طریق آنچه که داریم میگذرونیم و قسمتی را از طریق آنچه که نداریم. به عبارت بهتر قسمتی از زندگی ما بر اساس داشته های حقیقی و قسمتی بر اساس داشته های مجازی ماست.</p>
<p>منظورم از داشته های حقیقی همون دارایی های ملموس هر کسی است. به زبان شیرین فرنگی دارایی های Tangible آدم. این دارایی ها شامل پول، خونه ، زمین، ماشین و غیره میشه. خوب خیلی روشنه که آدم وقتی مهاجرت میکنه این دارایی ها و یا قسمتی از اون را با خودش میاره این طرف و بر اساس اون زندگی جدیدش را میسازه.</p>
<p>اما دارایی های غیر ملموس و به قول اینجایی ها intangible دارایی هایی هستند که وجود خارجی ندارند و شما بر اساس موقعیت خودتون در جامعه ازشون استفاده میکنید بدون اینکه واقعاً اونها را داشته باشید. یکی از بارز ترین نمونه های چنین دارایی هایی &#8220;اعتبار&#8221; آدمه. شما ممکنه توی ایران که هستین از اعتبار زیادی در بین همکارا و دوستها برخوردار باشید. اما وقتی مهاجرت کردین نمیتونین این اعتبار را با خودتون به همراه بیارین. بلکه باید اینجا از اول بسازیدش. شما ممکنه توی ایران اعتبار مالی خوبی داشته باشین طوری که هیچوقت تقاضای وام یا خرید قسطی شما رد نشه، اما وقتی میاید این طرف باید یه مدت صبر کنین تا اون اعتبار دوباره ساخته بشه. شما ممکنه به عنوان یه مهندس خوب همیشه طرحتون از طرف کارفرما یا رئیستون چشم بسته قبول بشه. اما وقتی میاید باید یه مدت صبر کنین تا چنین اعتباری دوباره به دست بیاد. شما ممکنه توی ایران با یه تلفن یه نفر را یه جا بذارید یر کار. اما وقتی میاید این طرف باید خودتون یه مدت دنبال کار بگردید.</p>
<p>البته این زمان خیلی طول نمیکشه و گذروندنش هم چیز ترسناکی نیست. اما چیزیه که باید انتظارش را داشت و در برابرش جا نزد. گرچه ممکنه برای کسی که موقعیت شغلی و احتماعی خوبی توی ایران داشته، یه مقدار شکستن غرور را به همراه داشته باشه. ولی در عوض این &#8220;نداشته ها&#8221; ارزش خیلی زیادی پیدا میکنه که شاید حتی از &#8220;نداشته های&#8221; توی ایرانتون بیشتر باشه</p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/163/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/163/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/163/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/163/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/163/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/163/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/163/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/163/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/163/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/163/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/163/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/163/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/163/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/163/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=163&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2011/12/05/%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دروغ</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2011/11/25/%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2011/11/25/%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Nov 2011 05:29:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=160</guid>
		<description><![CDATA[بخش اول گاهی فکر میکنم خدا مردم اینجا را بیشتر از مردم ما دوست داره. دلیلش را من نمیدونم. اما چرا این قضیه تو ذهنم اومده؟ دیروز وسط روز درست جلوی شرکت ما یه هلیکوپتر که برای نصب یه درخت کریسمس خیلی بزرگ مشغول کار بوده و خیلی نزدیک زمین و تجهیزات اونجا شده بوده [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=160&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بخش اول</p>
<p>گاهی فکر میکنم خدا مردم اینجا را بیشتر از مردم ما دوست داره. دلیلش را من نمیدونم. اما چرا این قضیه تو ذهنم اومده؟ دیروز وسط روز درست جلوی شرکت ما یه هلیکوپتر که برای نصب یه درخت کریسمس خیلی بزرگ مشغول کار بوده و خیلی نزدیک زمین و تجهیزات اونجا شده بوده خیلی اتفاقی و در یه لحظه پروانه اش به یه ستون گیر میکنه و توی کمتر از یک ثانیه به زمین برخورد میکنه و داغون میشه. در حالی که همه منتظر بودن هلیکوپتر منفجر بشه و فاجعه به بار بیاد هیچ اتفاقی نمیفته و حتی خلبان هم سالم و سلامت از توش میاد بیرون و امروز هم توی روزنامه مصاحبه اش را میخوندم. جالب این که تلویزیون هم همون موقع داشته ازش فیلمبرداری میکرده و صحنه حادثه را با کیفیت خیلی خوب تصویر برداری کرده. ویدیو را میتونین از سایت تلویزیون نیوزلند اینجا ببینید:</p>
<p><a href="http://tvnz.co.nz/national-news/video-helicopter-crashes-in-auckland-4561713">http://tvnz.co.nz/national-news/video-helicopter-crashes-in-auckland-4561713</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>==============================================================================</p>
<p>بخش دوم</p>
<p>خیلی پیش میاد که به تهران که زنگ میزنیم میبینیم همه نگران هستن و میگن اخبار گفته توی اوکلند یا توی نیوزیلند فلان اتفاق وحشتناک افتاده یا فلان شده و این حرفها. در خالی که اگه واقعاً اتفاقی هم افتاده خیلی ابعادش کوچیکتر از اونیه که توی اخبار تلویزیون ایران گفته شده. تنها توصیه ای که من همیشه میکنم اینه که به اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی مطلقا اعتماد نکنید. حتی اگه خبر کاملاً بی ربطی را مخابره کنند. به نظر من صدا و سیما این روزها درست مثل شیطان فقط و فقط دروغ میگه و حتی یک درصد هم نمیشه به اخبارش اعتماد کرد. نمونه اش این که همین خبر را توی بیست و سی نشون داده و گفته این اتفاق توی آمریکا افتاده!!! من که هیچ دلیلی نمیتونم براش پیدا کنم که چرا باید در چنین موردی دروغ گفته بشه. این هم لینک ویدیو پخش شده از تلویزیون ایران.</p>
<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=5B6odRR1AyE&amp;feature=youtu.be">http://www.youtube.com/watch?v=5B6odRR1AyE&amp;feature=youtu.be</a></p>
<p>===============================================================================</p>
<p>بخش سوم</p>
<p>من جداً اعتقاد دارم که یکی از دلایلی که میتونه باعث بشه خدا از مردم رو بگردونه رایج شدن دروغ بین اون مردمه</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/160/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/160/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/160/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/160/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/160/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/160/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/160/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/160/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/160/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/160/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/160/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/160/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/160/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/160/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=160&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2011/11/25/%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قوانین دنیای مجازی</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2011/11/15/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2011/11/15/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Nov 2011 06:53:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=157</guid>
		<description><![CDATA[اکثر ما توی دنیای مجازی هویتی کاملاً متفاوت از دنیای واقعیمون داریم. خیلی از حد و مرزهایی که تو دنیای واقعی داریم را تو دنیای مجازی نداریم. شاید هم اونجا بیشتر خودمون هستیم تا توی دنیای واقعی. اما از طرف دیگه هویت مجازی خودمون و دنیای نجازی خودمون را خیلی هم جدی نمیگیریم. نمونه اش [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=157&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اکثر ما توی دنیای مجازی هویتی کاملاً متفاوت از دنیای واقعیمون داریم. خیلی از حد و مرزهایی که تو دنیای واقعی داریم را تو دنیای مجازی نداریم. شاید هم اونجا بیشتر خودمون هستیم تا توی دنیای واقعی. اما از طرف دیگه هویت مجازی خودمون و دنیای نجازی خودمون را خیلی هم جدی نمیگیریم. نمونه اش هم همین که اکثراً قوانین سایت هایی که ازشون استفاده میکنیم را نه میدونیم و نه میخونیم.</p>
<p>امروز قوانین عضویت توی فیسبوک را نگاه میکردم (برای اولین بار) و برام جالب بود که:</p>
<p>شما فقط میتونین از اسم و فامیل واقعی خودتون استفاده کنید. حداقل خود من که نزدیک هشتاد درصد دوستام تو فیسبوک اسم یا فامیلشون غیر واقعیه</p>
<p>شما اجازه داشتن بیشتر از یه پروفایل را ندارین</p>
<p>اگه اکانت فیسبوکتون را غیر فعال کنید برای ساختن یه اکانت جدید باید با فیسبوک  مکاتبه کنین و اجازه بگیرین</p>
<p>همیشه مشخصات و آدرس و تلفنتون باید به روز باشه</p>
<p>حالا دلیل این که من امروز رفتم این چیزا را خوندم این بود که دیدم فیسبوک اکانت سلمان رشدی نویسنده را موقتاً بسته و ازش خواسته که کپی پاسپورتش را برای فیسبوک بفرسته و بعد که باشون فرستاده بهش گفته اند چون اسمش توی پاسپورت احمده باید توی فیسبوک هم اسمش را از سلمان به احمد تغییر بده.</p>
<p>دنیاییه برای خودش ها این دنیای مجازی</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/157/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=157&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2011/11/15/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ایران این روزها</title>
		<link>http://irannz.wordpress.com/2011/10/03/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://irannz.wordpress.com/2011/10/03/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 Oct 2011 06:56:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://irannz.wordpress.com/?p=152</guid>
		<description><![CDATA[خوب بالاخره بعد از مدتی یه سفر به ایران و خاطره هایی که از این سفر باقی موندن. جای همه دوستانی که ایران نیستند خالی. قبل از سفر راستش فکرمیکردم بعد از مدت ها زندگی کردن تو هوای پاک و تمیز نیوزلند اولین چیزی که توی تهران توجهم را جلب میکنه هوای دودی و آلوده [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=152&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">خوب بالاخره بعد از مدتی یه سفر به ایران و خاطره هایی که از این سفر باقی موندن. جای همه دوستانی که ایران نیستند خالی. قبل از سفر راستش فکرمیکردم بعد از مدت ها زندگی کردن تو هوای پاک و تمیز نیوزلند اولین چیزی که توی تهران توجهم را جلب میکنه هوای دودی و آلوده تهران باشه. شاید در وهله اول همین اتفاق هم افتاد. اما بعد از گذشت فقط یکی دو ساعت دیدم چیزی که بیشتر از آلودگی هوا آزارم میده، آلودگی فضای جامعه است. آلودگی ای که روح و روان انسان ها را تحت تاثیر قرار داده و میده. دیگه از اون لبخند های همیشگی که توی نیوزلند بهش عادت کرده بودم خبری نبود. چهره ها همه گرفته، عبوث. انگار همه با هم دعوا دارن. خلاصه این که به شدت توجهم به این موضوع جلب شد. به خصوص این که میدونم این قضیه موضوع جدیدی نیست که تازگی به وجود اومده باشه. اما حالا من که مدتی تو فضای تمیز این طرف نفس کشیدم به شدت درکش میکنم. و بدتر از اون این که بعد از یکی دو هفته که تو تهران بودم انگار دیگه من هم نمیدیدمش. انگار بهش عادت کرده باشم. یا بدتر انگار من هم جزئی از این جریان شده باشم.</p>
<p dir="RTL">شاید بیشتر از هر چیزی به همین موضوع فکر کردم. بهترین توضیحی که تونستم براش پیدا کنم این بود که فضای جامعه ما &#8220;مسموم&#8221; شده. و این مسمومیت ناشی از سمی است که سالهاست داره قطره قطره وارد بدنه جامعه میشه و جامعه را کرخت و از هم متلاشی کرده. متاسفانه چیزی که این روزها من توی تهران دیدم دیگه یه جامعه 20 ملیون نفری نبود. بلکه 20 ملیون آدم بودند که غیر از زبان مشترک هیچ چیز مشترک دیگه ای با هم ندارند. احساس من اینه که چیزی به اسم &#8220;ملت&#8221; دیگه وجود نداره و الان فقط یه &#8220;مجموعه ای از آدمها&#8221; هستند که دارن با هم زندگی میکنند. توی هیچکدوم از روابطی که بین آدم ها میدیدم هیچ نشانی از احترام وجود نداشت.</p>
<p dir="RTL">من جامعه شناس نیستم و توانایی تحلیل رفتار آدم ها و جوامع را ندارم. اما خیلی سعی کردم تو این مورد خاص سرمنشا این جریان مسموم را پیدا کنم. و هر دفعه رسیدم به بیست تا سی سال پیش. جامعه ما از اون وقتی شروع کرد به متلاشی شدن که خط کشی بین آدم ها شروع شد. آدم ها را تقسیم کردیم به &#8220;کاخ نشین و کوخ نشین&#8221;، به زن و مرد، به تهرانی و شهرستانی، &#8230;. روابط بین زن و مرد تا جایی که من توی این سفرم دیدم در بدترین وضعیت ممکنه. کافیه من به عنوان یه مرد یه لبخند به یه خانوم غریبه بزنم تا بدترین برچسب ها بهم زده بشه. کافیه یه خانوم همین کار را بکنه و دیگه حتی احساس امنیتش را از دست بده. معمولاً باب شده میگن بعضی آقایون تو تاکسی بد میشینن و خانومی که کنارشونه معذبه. اما من هم به عنوان یه مرد معذبم وقتی تو تاکسی کنار یه خانوم میشینم و اون خانوم مرتب سعی میکنه تا جای ممکن اون گوشه ماشین جمع بشینه و حتی گاهی به در ماشین آویزون بشه که خدایی نکرده هیچ تماسی بین ما به وجود نیاد.</p>
<p dir="RTL">این جریان مسمومی که امروز توی رگ های جامعه ما جریان داره همون قطره قطره هاییه که نزدیک سی ساله داره به جامعه ما تزریق میشه و چون قطره قطره بوده ما حتی حسش نکردیم. رابطه زن و مرد و دختر و پسر از وقتی به این ابتذال کشیده شد که قرار شد ما همدیگه را خواهر و برادر بنامیم. و ما نفهمیدیم که این فقط خواهر نیست که باید بهش احترام گذاشت. این سم از وقتی شروع به تزریق کرد که یه مشت چماق به دست توی خیابون داد زدن &#8220;یا روسری یا توسری&#8221; و من به عنوان مرد ایرانی فقط نگاه کردم و گفتم خوب با من که کاری ندارن. جامعه از وقتی مسموم شد که اتوبوس های شرکت واحد را زنونه مردونه کردن و خواهر خود من گفت &#8220;این یه کار این دولت کار درستی بود&#8221;. و ما نفهمیدیم که همه این حجاب های کوچیک کوچیک بین زن و مرد، امروز روابطشون را توی جامعه به پست ترین درجه ممکن میرسونه.</p>
<p dir="RTL">این سم مدت هاست که داره به جامعه تزریق میشه و حالا جامعه را کاملاً متلاشی کرده. اینقدر تزریق سم آروم بود که ما خودمون نفهمیدیم کی و چطوری به اینجا رسیدیم. ما یادمون رفت که این حجاب اسلامی یه چیز اجباری و اضافی بود که به زن ایرانی تحمیل شد. به همین خاطر وقتی میخوایم بگیم فلان دختر مانتوش باز بود یا کوتاه بود میگیم &#8220;افتضاح&#8221; بود. به خاطر همین عکس های هنرپیشه هامون را میذاریم تو اینترنت زیرش مینویسیم &#8220;ببین طرف قبلا چی کاره بوده حالا جانماز آب میکشه&#8221;. انگار طرف قبلا واقعا فاسد بوده. به همین خاطر من به عنوان پدر ایرانی همیشه با دخترم مشکل دارم که چرا مانتوی تنگ و کوتاه میپوشه. در حالی که یادم رفته این مانتو یه چیز تحمیلیه برای دخترم.</p>
<p dir="RTL">ما همه چیزهایی که داشتیم را یادمون رفته. و حالا به چیزهای خیلی کوچیک و بی ارزش دلخوش شدیم. ما یاد گرفتیم دروغ بگیم و دو رو باشیم. و این از وقتی شروع شد که پدر من کتاب ها و عکس های صمد بهرنگی را شبانه تو زیرزمین خونه آتیش زد که مبادا یه وقت بریزن تو خونه و برامون دردسر بشه. و بعد از سال ها همه با ذوق و شوق میگفتن دیدی کتاب های صمد و خسرو گلسرخی دوباره اومده تو کتاب فروشی ها؟ و ما یادمون رفته بود که اینها همه حق ما بوده که تو همه این سال ها ازمون گرفته شده بوده.</p>
<p dir="RTL">در طی این سال ها فرهنگ خشونت با لعاب &#8220;شهید پروری&#8221; توی جامعه جا افتاد. به خاطر همینه که هرجا تصادف میشه و یه نفر کشته وسط خیابون میفته دورش جمع میشیم و ازش عکس و فیلم میگیریم. به همین خاطره که وقتی یکی را وسط میدون اعدام میکنن جمع میشیم دست و پا زدنش را تماشا میکنیم. من هیچ جای دیگه دنیا مردمی را ندیدم که اینقدر نسبت به خون و کشته کرخت و بی احساس باشن.</p>
<p dir="RTL">ما دیگه حتی به این وضعیت معتاد هم شدیم. و بدون این که زور و اجباری درکار باشه کارهایی میکنیم که بهش هیچ اعتقادی نداریم. وگرنه چرا من باید آموزشگاه کامپیوتر تاسیس کنم و اسمش را بذارم &#8220;نبی اکرم&#8221;؟ من به اعتقادات افراد کاری ندارم، اما چرا اسم آموزشگاه کامپیوتر باید این باشه. چرا مجتمع پزشکان باید اسمش &#8220;کوثر&#8221; باشه؟ چرا خانومی که به حجاب کلاً اعتقاد نداره باید با چادر بره سر کار در حالی که با مانتو هم میتونه بره؟</p>
<p dir="RTL">
<p dir="RTL">همه اینها افکار من تو یکی دو هفته اول سفرم به ایران بود. و گرنه بعد از دو هفته من هم تحت تزریق همین سم جزئی از همین رفتارها شدم. راه حلی هم براش سراغ ندارم. اما تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که میشه علیرغم همه اینها دوباره یه تکونی به تن رخوت زده جامعه داد. درسته که خیلی چیزها ازمون گرفته شده، اما یه چیزهایی هم هست که خودمون داریم از خودمون دریغ میکنیم. ما اعتمادمون را به همدیگه از دست دادیم. ما عادت کردیم توی این جامعه ای که مثل جنگل شده، فقط گلیم خودمون را از آب بیرون بکشیم. بدون این که دیگران برامون مهم باشن یا اصلا ببینیمشون. ما توی این سالها یاد گرفتیم راه های میون بر پیدا کنیم و اسمش را بزاریم زرنگی. و نخواستیم ببینیم که زرنگی های ما همیشه به قیمت تضییع حقوق یه عده دیگه تموم میشه. و بدتر از اون نخواستیم بفهمیم که همین زرنگی ها ته تهش به ضرر خودمون تموم میشه. هیچوقت برامون مهم نبود که این زرنگ بازی ها با ارزش ترین چیز توی یه جامعه یعنی اعتماد عمومی را از بین میبره. حالا من به دکترم اعتماد ندارم چون میخواد به بهانه های مختلف از جیب من پول بیرون بکشه. به پلیس اعتماد ندارم، به قاضی اعتماد ندارم، به راننده، به همسایه، به دوست، &#8230;&#8230;</p>
<p dir="RTL">من خودم قبلاً فکر میکردم این اعتماد از بین رفته ریشه همه مشکلات توی جامعه است. اما بعدا به این نتیجه رسیدم که این عدم اعتماد و همه مشکلات دیگه ناشی از فقط و فقط یه چیزه. این که ما مردم کوتاه فکر و کوتاه بین شدیم. ما عادت کردیم توی هر کاری فقط همین الان را در نطر بگیریم. فقط سود مستقیمش را در نظر بگیریم. من کاسب عادت کردم که جنسم را هر جور میتونم به مشتری قالب کنم. اما فکر نمیکنم با این کار مشتری هام را از دست میدم. من راننده عادت کردم توی هر سوراخ سنبه ای برم و اگه شده فقط ده متر جلو بیفتم. اما نمیبینم که با این کارم ترافیک یه بزرگراه را به هم میریزم. من مهندس عادت کردم تا میتونم کار را ارزونتر تموم کنم. اما نفهمیدم که اینطوری کلا جنس ایرانی را از ارزش میندازم.</p>
<p dir="RTL">یکی از نشونه های یه جامعه سالم و زنده اینه که آدم هر کاری میکنه فکر کنه اگه بقیه هم همون کار را بخوان بکنن چه وضعیتی پیش میاد. ولی خدایی کسی الان چنین فکری میکنه؟ من مطمئنم که شاید بیشتر از 95 درصد مردم به این موضوع اصلا فکر هم نمیکنن.  امتحانش هم به نظرم خیلی خیلی ساده است. کافیه دقت کنیم که در طول روز چند بار از دوتا اصطلاح &#8220;حالا&#8221; و &#8220;ول کن&#8221; استفاده میکنیم. هر بار که هرکدوم از این دو تا اصطلاح به فکرمون یا به زبونمون میاد یه بار دیگه به اون کار فکر کنیم. و یه پله بالاتر از جایی که هستیم را هم ببینیم.  من اعتقاد دارم که هنوز هم میشه این جامعه را بیدار کرد و درمانش کرد. گرچه ممکنه درمانش سالهای سال طول بکشه.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/irannz.wordpress.com/152/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/irannz.wordpress.com/152/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/irannz.wordpress.com/152/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/irannz.wordpress.com/152/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/irannz.wordpress.com/152/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/irannz.wordpress.com/152/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/irannz.wordpress.com/152/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/irannz.wordpress.com/152/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/irannz.wordpress.com/152/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/irannz.wordpress.com/152/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/irannz.wordpress.com/152/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/irannz.wordpress.com/152/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/irannz.wordpress.com/152/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/irannz.wordpress.com/152/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=irannz.wordpress.com&amp;blog=19399226&amp;post=152&amp;subd=irannz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://irannz.wordpress.com/2011/10/03/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0ff870b4c47d4b3670daf68db48a72b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">irannz</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
